پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
همراه با تسهیلات بانکی
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
  چاپ
تاریخ : شنبه 6 شهریور ماه سال 1389

بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی
کرد با من ، در لباس دوستی

کوه پا بر جا گمان می کردمش ، دردا که بود
از حبابی سست بنیان تر ، اساس دوستی

بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را
جای بیم دشمنی ، دارد هراس دوستی

جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند
کور بادا ، دیده حق ناشناس دوستی

دشمن خویشی امیر ، کز دوستداران دوروی
دشمنی بینی و خاموشی به پاس دوستیnew شروعی تازه.

  چاپ
تاریخ : شنبه 30 مرداد ماه سال 1389
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
  چاپ
تاریخ : شنبه 30 مرداد ماه سال 1389

سلام من یکی ازدوستای دختر ایرونی هستم واسه دخترایرونی یه مشکلی پیش اومده واسه همین فعلا من اموروبلاگشوانجام میدم تا خودش برگرده      

  چاپ
تاریخ : دوشنبه 18 مرداد ماه سال 1389

خدایـــا دلــــــم بـــاز امشب گــــــرفته.!!

 

   بیــــــا تا کمی با تـــو صـــــحبت کنـــم...

 

              بیا تا دل کوچــــــــــکم را

 

    خدایـــا فقــــط با تـــو قسمت کنم..!

 

           خدایـــــا بیــا پشت آن پنــجــره..

 

   که وا می شود رو به ســــــوی دلــــــــم!!

 

     بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن..

 

        که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم!!!

 

         خدایـــا کمـــک کـــن :

 

    که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد..

 

                کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...

 

               مبـــادا بمیـــرد...!!!

 

    خــــدایــا دلــــــم را

 

     که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت..

 

    اگر چه شــــــکســــــته!!!

 

                       شبــــی می فرســــتم بــرایــت...!!!

  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 14 مرداد ماه سال 1389

اگه یه روز من مُردم و تو منو دوست داشتی پنج شنبه ها بیا سر مزارم و گل سرخی رو روی قبرم بذار تا همیشه اون گلی که بهت داده بودم رو به خاطرم بیارم

ولی ...

اگه تو مُردی . من فقط یه بار میام مزارت ... میام و اون دسته گل سفید مریم رو که با خون خودم سرخشون کردم, برات هدیه میکنم و عاشقانه کنارت جون میدم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی ...

وبعدازرفتنت  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 14 مرداد ماه سال 1389
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی، تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای درکوچه های آبی احساس

تورا از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید واکردم

نمیدانم چرا رفتی نمیدانم شاید خطا کردم

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا تا کی برای چه ولی رفتی

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

وبعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام وزیبا گفت:

تو هم در پاسخ این رفتن بگو در راه انتخابم خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

و من در اوج پاییزی ترین حالت یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمیدانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم..
  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 14 مرداد ماه سال 1389
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
عشق فراموش شده  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 14 مرداد ماه سال 1389

تو که میدونی عشق منی دوست دارم واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم یادته اون روزا که دستت تو دسته من حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم چرا تو لج میکنی ابروهاتو کج میکنی زندگیم تموم شدش برای تو عمر من حروم شدش به پای تو واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم

گریه نکن  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد ماه سال 1389

چه آرام، در خود شکستم.
چه دلتنگ، تنها نشستم.
نشستم، به هوای تو من.
با تو آرامم پس از این به خدا.

گریه نکن، دل بی تاب از بی خبری.
شکوه نکن، تن رنجور از در به دری.
ای وای...

با من و دل، تو بگو چه گذشت، با دل زار و شکسته ی من.
پر بکشد به هوای تو، آه کی برسد تن خسته ی من.

چه سازد، دلتنگ دیدار.
چه گوید، با عکس دیوار.
نشیند به هوای تو دل.
تا که باز آیی گل گمشده ام.

گریه نکن، دل بی تاب از بی خبری.
شکوه نکن، تن رنجور از در به دری.

گریه نکن، دل بی تاب از بی خبری.
شکوه نکن، تن رنجور از در به دری.

  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد ماه سال 1389

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهید عشق آن است که صد دل به یک یار دهید   

نظر یادت نره ... 

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند  تا آخرین   خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم . 

 

تورابه دادگاه خواهندکشید ...
شاید به حبس ابد محکوم شوی .
جزییات جنایتت مشخص نیست اما اثر انگشتت رابرروی قلبی شکسته یافته اند

برگشتم  چاپ
تاریخ : سه شنبه 12 مرداد ماه سال 1389

سلام  بلاخره برگشتم سفرخوبی بود دلم خیلی براتون تنگ شده بود

  چاپ
تاریخ : سه شنبه 5 مرداد ماه سال 1389

ازعطر نگاه باغها دانستم                           نام دیگربهارلبخندخداست

مسافرت  چاپ
تاریخ : سه شنبه 5 مرداد ماه سال 1389

سلام بچه هاخوبین؟قراره فردابرم مسافرت تایه هفته از شرمن خلاص میشین فکرکنم دیگه به وبلاگ سرنزنم پس...........خداحافظ همگی

  چاپ
تاریخ : سه شنبه 5 مرداد ماه سال 1389

روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست 

وبه کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود،دسته بزرگی از 

فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی

را که توسط پیک ها از زمین می رسند،باز می کنند وآنها را

داخل جعبه می گذارند.مرد از فرشته ای پرسید شما چه کار

می کنید؟فرشته درحالی که داشت نامه یی را باز می کرد،

گفت اینجا بخش دریافت است وما دعاها وتقاضاهای مردم

از خداوند را تحویل می گیریم.مرد کمی جلوتر رفت.باز تعدادی

از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و

آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.مرد پرسیدشماها

چه کار می کنید؟یکی از فرشتگان با عجله گفت اینجا بخش

ارسال است،ما الطاف ورحمت های خداوند را برای بندگان به

زمین می فرستیم.مرد کمی جلوتر رفت ویک فرشته را دید که

بیکار نشسته است.با تعجب از فرشته پرسید شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد اینجا بخش تصدیق جواب است.مردمی که

دعاهایشان مستجاب شده،باید جواب بفرستند ولی فقط

عده بسیار کمی جواب می دهند.مرد از فرشته پرسید مردم

چگونه می توانند جواب بفرستند؟فرشته پاسخ دادبسیار ساده،

فقط کافیست بگویند

         خدایا شکر

تبریک  چاپ
تاریخ : دوشنبه 4 مرداد ماه سال 1389
یه سلام خدمت همه دوستای گلم و. بازدید کننده های عزیز امشب نیمه سعبانه به همتون این روزوتبریک میگم امیدوار به روزی که مهدی موعود بیاید خداکند که بیایی گل همیشه بهارم
سلام  چاپ
تاریخ : دوشنبه 4 مرداد ماه سال 1389
سلام بچه ها خوبین؟نمی دونین چقدر دلم براتون تنگ شده بود؟آخه چند روز مسافرت بودم واسه همین آپ نمی کردم بچه ها ...ازهمه نظرا و بازدیدای قشنگتون ممنونم راستش قراره پس فردابریم دوباره مسافرت می خوام برم شمال....وقتی برگشتم بایه کوله بارخاطره میاموواستون می نویسمش...ممکنه تافردابتونم بیام و بزوز رسانی وبلاگموانجام بدم بهرحال اگه نیومدم  هفته بعدش پیدام میشه ....دوستتون دارم خیلی زیاد
می ترسم  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 31 تیر ماه سال 1389

می ترسم

می ترسم این هق هق های گریه های شبانه

        ناگفته بمانند

می ترسم این جنون برود

می ترسم

       این حس عجیب

   که می خواهد و

         نمی خواهد.....

که معصومیت این گناه

   با من

به قعر مدفن من فرو رود

                بی نشانه ای

  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 31 تیر ماه سال 1389

یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم .

آخه من اینجا خیلی تنهام….

بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام…..

یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی
تنهام..

بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام…..

یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور?جایی که هیچ مزاحمی نباشه.
وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا.آخه میدونی من اونجا خیلی تنهام…

بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام…..

یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من
اینجاخیلی تنهام…

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی
تنهام…..

یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه
میدونی من اینجا خیلی تنهام…

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی
تنهام…..

حالا اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم.چیزی که بیشتر از این
خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه
من
تنهای تنهام…..

تنهایی

تبادل لینک  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 31 تیر ماه سال 1389

سلام دوستای گلم.........خوبین؟بچه ها من تابحال خیلی زیاد به تبادل لینک علاقه نداشتم ولی حالا ازتبادل لینک خوشم میاد هرکی حاضره بامن تبادل لینک کنه اینجابنویسه تا من لینکش کنم و اونم بعدمنو لینک کنه.....واسه تبادل لینک خبرم کنید                            باتشکر:دخترایرونی

  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 31 تیر ماه سال 1389

خستگی ات را، 
            بر شانه های من بگذار،
            که ما هر دو همدردیم، 
            سنگینی بار هزار غم را،
            بر قلب من بگذار
            و قلبم چه پر تپش برای تو میتپد،
            من عشق را در میان 
            وسعت کمان ابروهایت درک میکنم،
            من نگاهت را در میان
            هیاهوی زمان، آبی میبینم
            من صدایت را سبز میشنوم
            و آسمانت را پر ستاره میبینم،
            شبها تنها خواب عکست را میبینم،
            خواب خاطره هایم را،
            مثل دیشب که خواب تو را دیدم،
            تکرار خاطره هایم،
            و شمعی نیمه سوز
            در کنار قاب عکسی که تنها و تنها
            نام عشق را یدک میکشد،
            و صدایی که آرام مرا صدا میزند،
            حس باد است، در میان توهم افکارم...
            برایت ترانه ای از باران میگویم،
            اما حس خیس شدن در خیابان را
            چگونه برایت معنا کنم، 
            برایت پاییز را بر بوم دلم حک میکنم،
            اما حس خش خش برگهای پاییزی
            در زیر قدمهایمان را چگونه برایت نقاشی کنم،
            در انتهای نامه های عاشقانه،
            مینویسم دوستت دارم... بسیار،
            اما حس عشق را چگونه بر قلب نامه بیاویزم،
            میدانم خسته ای، من هم خسته ام
            خستگی مرا فراموش کن،
            خستگی ات را، بر شانه های من بگذار
            که ما هر دو همدردیم  

2indownload.blogfa

   1      2      3      4      5      6      7      8    >>